رابرت کیوساکی؛ سخنران و نویسنده

نوشته شده توسط مدیریت سایت. منتشر شده در معرفی افراد موفق

معرفی رابرت تورو کیوساکی | شرکت پیشرو آساک

رابرت تورو کیوساکی
کارآفرین موفق، نویسنده و استاد مدیریت و بازاریابی
نام به انگلیسی:Robert Toru Kiyosaki

رابرت کیوساکی در هاوایی به دنیا آمده و در همانجا نیز بزرگ شده است. در سال 1977 او یک کسب و کار تولید کیف پول به راه انداخته است که این محصول بعدها به یک فراورده مولتی میلیون دلاری جهانی تبدیل شد. با بازنشسته شدن در سن 47 سالگی در سال 1996 رابرت به سرمایه گذاری و انجام کارهایی که مورد علاقه اش بود روی آورد.
در این سال رابرت در سه شرکت سهامی عام کشف نفت، طلا و نقره سرمایه گذاری کرد که شرکت های نقره و طلا برای او بسیار سودآور بود. وی هنچنین در این سال کتاب ” پدر پولدار , پدر بی پول ” را نوشت.
در این کتاب رابرت در مورد دو پدر خود توضیح می دهد. یکی بی پول و دیگری پولدار. هر دوی آنها در حرفه هایشان موفق بودند و تمام عمرشان را به سختی کار کرده بودند اما یکی وقتی مرد ده ها میلیون دلار برای خانواده و سازمان های خیریه به جا گذاشت ولی دیگری پس ازمرگش مقروض بود.


در طول دهه اخیر رابرت کتاب های زیادی را به رشته تحریر درآورد که هریک به نوبه خود موفق بوده اند. در موسسه آموزشی او مهمترین چیزی که تعلیم داده می شود، عشق و استقامت است. او این آموزش را با کمک گرفتن از مردان بزرگی چون آنتونی رابینز , زیگ زیگلار و اگ مندینو انجام می دهد.

با بازنشسته شدن در سن ۴۷ سالگی در سال ۱۹۹۶، رابرت به سرمایه گذاری یعنی آن چه بیش از همه مورد علاقه اش بود، روی آورد. در این سال رابرت کیوساکی در سه شرکت سهامی عام کشف نفت، طلا و نقره سرمایه گذاری عمده کرد که شرکت های نقره و طلا برای سرمایه گذارانش، پول زیادی به ارمغان آوردند. وی همچنین در این سال کتاب “پدر پولدار، پدر بی پول” را نوشت. این کتاب به مدت سه سال پر فروش ترین کتاب نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بود.
در این کتاب رابرت کیوساکی در مورد دو پدر خود توضیح می دهد.یکی پولدار و دیگری بی پول، اولی بسیار باهوش، تحصیلکرده و دارای مدرک دکترا از دانشگاه استنفورد و دیگری تا هشت کلاس تحصیل کرده بود. هر دوی آنها در حرفه هایشان موفق بودند و تمام عمرشان را به سختی کار کرده بودند اما یکی وقتی مرد، ده ها میلیون دلار برای خانواده و سازمان هاس خیریه به جا گذاشت، حال آنکه دیگری پس از مرگش مقروض بود.
موفقیت کتاب “پدر پولدار،پدر بی پول” سبب شد تا شرکت “پدر پولدار” تاسیس شود. این شرکت یک موسسه بین المللی آموزشی است که به آموزش تجارت و سرمایه گذاری در هفت کشور جهان مشغول است و ده ها هزار دانشجو دارد.
در طول دهه اخیر رابرت کتاب های زیادی را به تحریر در آورد که هر یک به نوبه خود موفقیتی را برای این شرکت به همراه داشته است. به دلیل نگرانی فراوانی که رابرت از خلا در حال رشد میان داراها و ندارها داشت، به خلق بازی “گردش پول” پرداخت که به آموزش پول اختصاص داشت. بازی ای که نیویورک تایمز درباره آن می گوید: “گردش پول، بازی جدیدی است که هدف آن آموزش سرمایه گذاری و کسب ثروت به افراد است و به سرعت طرفداران زیادی در سر تا سر جهان پیدا کرده است. “
این بازی در حقیقت بر پایه اصولی طراحی شده که در کتاب هایش به آن اشاره می کند. وی درباره ایده خلق این بازی می گوید: “من در طول سال های تحصیلی ام به این نتیجه رسیدم که بهترین شیوه یادگیری، تمرین و تکرار است. پس به فکر طراحی بازی ای افتادم که بتواند در کنار جذابیت و سر گرمی ، مفاهیم مالی، سرمایه گذاری و حسابداری را به افراد بیاموزد. آموزش چنین مفاهیمی با مطالعه کتاب و یا شرکت در کلاس های آموزشی، ممکن است کمی کسل کننده و دشوار باشد. “
هر چند حرفه رابرت، بر رشد دادن شرکت های کم سرمایه استوار است، اما در موسسه آموزشی او، مهمترین چیزی که تعلیم داده می شود، عشق و استقامت واقعی اوست. او این آموزش را با کمک گرفتن از مردان بزرگی چون اگ مندینو، زیگ زیگلار و آنتونی رابینز انجام می دهد. پیام رابرت کیوساکی آشکار است: “مسوولیت امور مالی ات را خود بر عهده بگیر، یا تا آخر عمر پذیرای دستورالعمل ها و فرمایشات دیگران باش. به دست خودت است که ارباب پول باشی یا برده اش. “
رابرت کلاس هایی دارد که از یک ساعت تا سه روز طول می کشد و به مردم درباره رموز ثروتمند شدن آموزش می دهد. گرچه سوژه های کلاس او شامل “سرمایه گذاری با بالاترین بهره و کمترین ریسک”،”چگونه به فرزندانمان آموزش دهیم پولدار شوند” و “تاسیس شرکت ها و واگذاری آن ها” است، لیکین پیام تکان دهنده و استوارش، چیز دیگری است. آن پیام چنین است: “نبوغ مالی را که در وجودتان خوابیده است، بیدار کنید. این نبوغ و استعداد، آماده سر برآوردن است. “
این همان تعریفی است که سخنران و نویسنده شهیر جهانی، آنتونی رابینز در مورد کار رابرت ابراز می دارد. او می گوید: “کار رابرت کیوساکی در امر آموزش، کاری نیرومند، عمیق، شگرف و دگرگون ساز است. من در برابر تلاش هایش سر تعظیم فرود می آورم و به تمام مردم، شرکت در این کلاس ها را توصیه می کنم. “

• مردم کم درآمد و اقشار میانی، برای پول کار می کنند اما پولدارها، پول است که کار می کند.
• اکثر مردم به دلیل ترس و حرص در چرخه زندگی گرفتار می شوند. چرخه ای که شامل بیدار شدن، سر کار رفتن، بیدار شدن، پرداخت مخارج و … است.
• علت اصلی فقر و نابسامانی مالی، ترس وجهل است، نه اقتصاد یا دولت و یا ثروتمندان.
• اکثر مردم، تمام عمرشان را به دلیل احساس ترس به دنبال شغل ثابت، کسب حقوق، افزایش درآمد و امنیت کاری می گردند.
• پولدارها دارایی می اندوزند، حال آن که بی پول ها و اقشار متوسط، بدهی می اندوزند و به اشتباه تصور می کنند که دارایی است.
• شانس، به ذهن خلاق روی می آورد.
• مشکل اصلی، ترس نیست، بلکه چگونگی مقابله با ترس است، مخصوصا ترس از دست ددن پول.
• بازنده ها از شکست نا امید می شوند و برنده ها الهام می گیرند.


۶ توصیه هوشمندانه پدرخوانده من برای پولدار شدن

اگر شما به فرزند خود می گویید که به دانشگاه برود، نمرات خوبی کسب کند و سپس در شرکتی بزرگ شروع به کار کند تا زمانی که بازنشسته شود. مشغول آموختن این مطلب به فرزندتان هستید که وابسته به چک های حقوقی اول ماه شود. راه موفقیت برای فرزندان ما بسیار متفاوت از راهی است که والدین ما باید می پیمودند.

فرزندان ما، نمی توانند روی استخدام بودن در طول زندگی و چک های دوران بازنشستگی حساب کنند. اما راه حل چیست؟ رابرت کیوساکی، نویسنده یکی از پرفروش ترین کتاب های جهان (پدر پولدار، پدر فقیر)، معتقد است ما نباید فرزندان مان را طوری تربیت کنیم که مانند یک کارمند بیندیشند و در عوض باید به آنها بیاموزیم که مانند فردی که صاحب کسب و کار است یا یک سرمایه گذار بیندیشند.

توانایی آنها برای درک اهمیت خلق درآمد از سرمایه گذاری، املاک و همینطور سرمایه گذاری برای دوران بازنشستگی، می تواند آینده مالی موفق آنها را رقم بزند. برخورداری از توانایی هایی که یک سرمایه گذار ثروتمند همواره از آنها برخوردار بوده اکنون برای سلامت مالی بلندمدت فرزندان مان، ضروری است. اما برای تحقق این امر، فرزندان مان را چگونه باید تربیت کنیم و چه نکاتی را باید به آنها بیاموزیم. توصیه های رابرت کیوساکی در این مورد می تواند کارگشا باشد.

بسیاری از والدین تصور می کنند که کلید موفقیت فرزندان شان کسب نمرات عالی در مدرسه و سپس دانشگاه است تا از این طریق بتوانند در یک شرکت بزرگ، شغل خوبی به دست آورند و از طریق این شغل خوب، یک زندگی رویایی را تدارک ببینند: خانه ای بزرگ با وسایلی زیبا و دو ماشین پارک شده در گاراژ. اما امروز قوانین تغییر کرده اند. با این وجود بسیاری از ما همچنان به فرزندان مان توصیه می کنیم که به مدرسه برود و نمرات خوبی کسب کند تا شغل خوبی به دست آورد. این توصیه در دوران صنعتی، قابل قبول بود اما برای عصر اطلاعات، کاربرد چندانی ندارد.

جوانان از دانشگاه فارغ التحصیل می شوند و شغل مناسبی به دست می آورند و سپس شروع به پول درآوردن می کنند، کارت های اعتباری هم از راه می رسند و از اینجاست که خرج کردن شروع می شود. آنها با جوانان دیگر آشنا می شوند، به یکدیگر علاقه مند می شوند و ازدواج می کنند. زندگی محشر می شود چون حالا دیگر ۲ منبع درآمد دارند. به عنوان یک زوج خوشبخت، تصمیم می گیرند که یک خانه و دو ماشین بخرند. بچه دار می شوند. درآمدشان بیشتر شده و با وامی که دریافت کرده اند، خانه بزرگ تری می خرند. سپس پی می برند که باید شروع به پس انداز برای آینده فرزندان خود کنند، پس بیشتر تلاش می کنند و درآمد بیشتری کسب می کنند.

این زوج خوشبخت اکنون دیگر باید تمام روزهای کاری خود را صرفا تلاش کنند و تلاش کنند. آنها برای صاحبان شرکتی که در آن استخدام هستند، کار می کنند، برای پرداخت مالیات دولت، برای بازپرداخت وام بانکی و برای پرداخت دیگر صورتحساب ها. آنها چیزی از پول، نمی آموزند و سپس به فرزند خود نیز توصیه می کنند که «حسابی درس بخوان و نمرات خوبی بگیر تا بتوانی شغل خوبی پیدا کنی.» این پروسه خود را تکرار می کند و باعث شکل گیری نسل دیگری از سختکوش ها می شود. تنها راه خروج از این چرخه این است که راجع به امور مالی بیاموزید. در واقع شما باید در مورد پول، حسابداری و سرمایه گذاری آگاهی بیشتری کسب کنید.

 اما مگر آنها که از این چرخه خارج شده اند، به فرزندان خود چه می آموزند؟ همان طور که در کتاب «پدر پولدار، پدر فقیر» شرح داده ام، من با دو پدر بزرگ شده ام. پدر واقعی من، مردی بود با تحصیلات عالیه که در فقر جان سپرد. اما پدر دیگرم که در واقع پدر بهترین دوست من بود، حتی کلاس هشتم را نیز به اتمام نرسانده بود اما به ثروتمندترین مرد هاوایی تبدیل شده بود. هر دو مرد، تاثیر به سزایی در شکل گیری تحصیلات و نگرش من نسبت به پول شدند. پدر فقیر من همواره می گفت: «من نمی توانم پول این را بپردازم.» در حالی پدر پولدارم همواره می گفت: «چگونه می توانم پول این را بپردازم؟» من تصمیم گرفتم که نصیحت ها و توصیه های پدر پولدارم در مورد پول را دنبال کنم. توصیه هایی که یک پولدار به فرزندان اش می کند اما در مدارس و دانشگاه، حرفی از آنها زده نمی شود.

من توصیه های پدر پولدارم را به ۶ مورد زیر تقسیم کرده ام، توصیه هایی که هر پدر و مادری برای اینکه فرزندشان به فردی ثروتمند تبدیل شود، باید به او بیاموزند.

۱- فرد پولدار برای پول، کار نمی کند. پدرم همواره به من می گفت که فقرا و طبقه متوسط برای پول، کار می کنند؛ اما در مورد ثروتمندان این گونه نیست، بلکه پول است که برای آنها کار می کند.

۲- امور مالی را بیاموزید. شما باید فرق میان بدهی و دارایی را بدانید. دارایی، در جیب شما پول می گذارد و بدهی، جیب شما را خالی می کند. ثروتمندان، تفاوت میان این دو را به خوبی می دانند.

۳- به کسب و کار خودتان بیندیشید. برای اینکه از لحاظ مالی احساس امنیت کنید، باید کسب و کار خودتان را راه بیندازید که این کسب و کار هم از دارایی های شما حاصل می شود. در واقع ثروتمندان بیشتر به دارایی اهمیت می دهند در حالی که بی پول ها و طبقه متوسط به درآمد.

۴- تاریخ مالیات ها: قوانین مالیاتی در آمریکا شرایط بسیاری را برای پس اندازکردن و معاف شدن از پرداخت همه مالیات مهیا کرده است. با این حال بسیاری از این شرایط اطلاعی ندارند و در واقع بیشتر این ثروتمندان هستند که از جزییات قوانین مالیاتی خبر دارند. در بسیاری از دیگر کشورها نیز قوانین مالیاتی به همین شکل هستند. پس برای ثروتمندشدن، شناخت قوانین مالیاتی و آگاهی از سرگذشت آنها ضروری است.

۵- ثروتمندان، پول سازند. فرصت های بزرگ معمولا نه به وسیله چشمان شما که به وسیله ذهن شما دیده می شوند. بسیاری از مردم هرگز پولدار نمی شوند تنها به این خاطر که فرصت های مالی پیش روی خود را تشخیص نداده اند. ثروتمندان همان قدر که در خلق فرصت ها تبحر دارند، در شناخت آنها نیز خبره هستند.

۶- برای آموختن کار کنید، نه برای پول درآوردن. برای اینکه موفق شوید، باید بیاموزید که چگونه جریان نقدینگی، سیستم و افراد را مدیریت کنید. حضور در نیروی دریایی، رهبری را به من آموخت و کار در بخش فروش شرکت زیراکس به من اصول فروش را فروخت. همه این ویژگی ها در موفقیت من تاثیرگذار بودند. دنبال شغلی باشید که توانایی شما در مدیریت جریان نقدی، سیستم ها و افراد را افزایش دهد، نه اینکه تنها برای شما حقوق آخر ماه داشته باشد.

البته آنچه شما باید برای ثروتمندشدن به فرزندتان بیاموزید تنها محدود به این ۶ اصل نمی شود. برای مثال من در کتابم داستان یکی از دوستانم را ذکر کرده ام که از آرزوی پسر نوجوانش برای خرید خودرو استفاده کرد تا به او درس بزرگی در مورد امور مالی بدهد. دوست من، پسری ۱۶ ساله داشت که به شدت برای خرید ماشین اصرار می کرد. از آنجا که والدین همه دوستانش برای فرزندان شان، خودرو خریده بودند، پسر دوست من نیز از دوستم انتظار داشت تا خودرویی را برایش خریداری کند. دوست من تصمیم گرفت از این خواسته پسرش، به عنوان یک فرصت آموزشی بهره ببرد. او ۳۰۰۰ دلار به فرزندش داد اما به او گفت که اجازه ندارد از این پول به طور مستقیم برای خرید خودرو استفاده کند. سپس اشتراک روزنامه وال استریت ژورنال را به پسرش هدیه داد.

او به فرزندش گفت، هر زمان که توانست ۶۰۰۰ دلار از سرمایه گذاری مبلغی که به او داده کسب کند، می تواند با آن پول خودرو بخرد و ۳۰۰۰ دلار سرمایه اولیه را نیز برای هزینه های دانشگاه، پس انداز خواهد کرد. بعدها دوستم گفت که این بهترین ۳ هزار دلاری بوده که او تاکنون خرج کرده است. نه تنها پسر او به قدرت پول پی برد بلکه آموخت که پول را هوشمندانه خرج کند. البته راه های خلاقانه ای نیز برای بهبود نگرش پولی فرزندان کم سن و سال تر وجود دارد. سه توانایی پولی بسیار مهم وجود دارد که باید به فرزندان تان بیاموزید. اول اینکه چگونه پول در بیاورند، دو اینکه چگونه آن را مدیریت کنند و سوم این که چگونه آن را سرمایه گذاری کنند. بهتر است از سنین پایین به فرزندتان اجازه دهید که تلاش کند تا امور مالی خود را کنترل کند. اگر فرزند شما بتواند نگرش مالی خود را از سنین پایین تر توسعه دهد، احتمال اینکه در آینده ثروتمند شود بسیار بیشتر خواهد بود.

فراموش نکنید که ما در عصر جدیدی پا نهاده ایم. در دوران صنعتی، بلیت موفقیت رفتن به مدرسه، کسب نمرات خوب و یافتن شغلی خوب و ایمن بود. شما لازم نبود نگران اوضاع مالی بودید و با پایان دوران کاری شما، دولت و شرکت امور بازنشستگی شما را سروسامان می داد. اما زمانی تغییر کرده است. شما دیگر نمی توانید روی شرکت یا دولت حسابی باز کنید که از شما مراقبت کند. امروز ما در دوران اطلاعات هستیم و به چیزی بیشتر از امنیت شغلی احتیاج داریم. بلکه ما نیازمند امنیت مالی هستیم. متاسفانه، نظام آموزشی ما، نکات مالی اندکی را به دانش آموزان می آموزد و فرزندان ما نیازمند آموختن چیزی فراتر از آنچه نسل های قبل می آموختند و اکنون در مدارس آموزش داده می شود، هستند. مدیریت جریان نقدی یکی از ضروریات زندگی امروز است و هرچه بیشتر وارد عصر اطلاعات می شویم، بر اهمیت آن افزوده می شود.

از جمله آثار رابرت کیوساکی:

کتاب فریب های پدر پولدار
کتاب ثروتمندان به چه می دانند؟
کتاب چهار راه پولسازی
کتاب هوش مالی یک میلیاردر را داشته باشید
کتاب دسیسه ثروتمندان: 8 قانون جدید پول
کتاب تجارت قرن بیست و یکم
کتاب بازی ثروت
کتاب می خواهم پولدار شوم
کتاب پدر پولدار، پدر بی پول
کتاب ماشین پولسازی
کتاب رهایی از کارمندی

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تماس با ما

آدرس دفتر مرکزی: تهران، فاز 3 شهر اندیشه، خ ولیعصر (عج)، بازار بوستان، طبقه دوم، واحد 49

شماره تماس: 02124521651

شماره پیامک: 10002165552165

کد پستی: 3168789716