محمد صدر هاشمی نژاد؛ یکی از بزرگترین پیمانکاران راه ساز و سد ساز کشور

نوشته شده توسط مجید. منتشر شده در معرفی افراد موفق

محمد صدر هاشمی نژاد؛ یکی از بزرگترین پیمانکاران راه ساز و سد ساز کشور

با قرض فراوان شرکتمان را ثبت کردیم

آن موقع سازمان برنامه برای این که بخواهد به هر شرکتی رتبه و درجه بدهد، حداقل 100 هزار تومان سرمایه می خواست و ما دوست داشتیم این رقم 10 هزار تومان یا کمتر باشد! اما سرانجام با قرض و قوله فراوان این رقم را جور کردیم و آن شرکت تاسیس شد. در این شرکت کمی پیشرفت کردیم تا سال 1360 رسید که سال گرفتاری و بدبختی برای ما بود. در کار پیمانکاری مان ورشکست شدیم و سال 1364 دوباره از زیر صفر استارت زدیم. در آن سال ها واقعا هیچ چیز نداشتیم. هیچ چیز. در تبریز پروژه ای اجرا کرده بودیم که ما را خلع ید کرده بودند و حالا دنبال گرفتن طلبم بودم. یادم نمی رود. باید به تبریز رفت و آمد می کردم برای پیگیری امور مالی و طلب های آن پروژه.

پول هواپیما که نداشتم با اتوبوس به تبریز می رفتم آن اتوبوس ها شب رو بود و حدود 5 صبح به تبریز می رسیدم؛ اما تا زمانی که ادارات دولتی باز می شد 4،3 ساعتی زمان بود. من هم که پول مسافرخانه نداشتم با همان روزنامه ای که در اتوبوس خریده بودم، به حمام های عمومی تبریز می رفتم و آنجا می ماندم و بعد هم با همان روزنامه خودم را خشک می کردم و می رفتم دنبال کارم.

این اوضاع ادامه داشت تا این که قرار شد یک هیئتی برای تهیه صورت های مالی آن پروژه به محل پروژه بیاید. خب! آن هیئت شام و ناهار و بلیت و سایر مخارج لازم داشت و حالا دیگر من خودم نبودم و باید این مخارج را تامین می کردم و به پول سال 64-63 حدود 7 تا 10 هزار تومان می شد. به خانه آمدم و مثل ماتم زده ها فکر می کردم. خدا مادر خانمم را خیر بدهد. از من پرسید چی شده؟ چند بار پرسید تا ماجرا را گفتم. ایشان آن پول را برای من تامین کرد و هیچوقت هم حاضر نشد آن را پس بگیرد. با آن وضع اسفناک مالی در سال 64 استارت زدم و کم کم پیمانکار خوبی شدم، با توسل به همان 3 دارایی که گفتم. سپس پیمانکار اتوبان ساز شدیم کمی بعد خواستند یک تعداد از پیمانکاران را به پاکستان بفرستند و ما هم به مصداق شعر معروف : عاقل به کنار دجله تا پل می جست / دیوانه پا برهنه از آب گذشت، ما شدیم اولین پیمانکار خارجی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور. یک پروژه مهندسی را گرفتیم و شروع کردیم و به رغم همه مشکلات و گرفتاری ها در داخل و خارج کشور خدا کمک کرد و آن پروژه خوب از آب درآمد و ما هم کمی نونوار شدیم و خودمان را باور کردیم.

ای کاش کار بزرگ از اول خبر می کرد که بزرگ است

در مرحله بعدی که حدود 11 سال پیش است، گفتم حالا که پیمانکاری را یاد گرفتیم، دست به کارهای دیگری هم بزنیم؛ لذا کار تاسیس یک هلدینگ متشکل از حدود 60 شرکت را آغاز کردیم و از این مسیر به بحث بانکداری هدایت شدم. با خودم گفتم در حوزه بنگاهداری یکی از وظایف مهم این است که یک بانک را تاسیس کنیم و در آن بانک روش های و عملکردهای نوین را بیاوریم و به این ترتیب اولین بانک خصوصی کشور را تاسیس کردیم. از سوی دیگر هلدینگ ما در بازار سرمایه هم وارد شد و رنج ها و سختی های ما هم شروع شد. واقعا الان که نگاه می کنم از سخت یک کم بیشتر بود. سختی اش از نوع رنج بود. کارهای عادی پیمانکاری ما سختی فیزیکی یا مالی داشت. مثلا ماشین الات نداشتیم یا بنیه مالی؛ اما وقتی به سراغ کاری می روی که جدید است و فضا برای آن مساعد نیست و به رسمیت شناخته نمی شود، رنج به دنبال دارد؛ اما باز آن 3 سرمایه را داشتیم.

هنگام ورود به هلدینگ من به بازار سرمایه و بانکداری، چون این حوزه، حوزه از ما بهتران بود، با مشکل مواجه شدیم. دولتی ها در این حوزه جولان می دادند. چه شرکت های دولتی و چه شرکت های شبه دولتی. از هر طرف تیرها به سوی ما پرتاب شد و این بسیار رنج آور بود. واقعا رنج های دوره کم توانی و آن زمانی که هیچ نداشتم و به کارهای بزرگ دست می زدم، در برابر این رنج هیچ بود. رنج روحی، عصبی و جسمی. بریدن و ناامید شدن در حد اعلا وجود داشت.

احساس می کردم در این مملکت تک و تنها دست به کاری زده ام که نباید می زدم؛ اما دیدم حالا که کار از کار گذشته باید با توسل به همان سرمایه ها دست روی سرم بگذارم و رنج بکشم تا هزار تیر بیاید و اگر بعد از آن زنده ماندم، چشمانم را باز می کنم و به کارم ادامه می دهم. اگر هم مرده بودم که هیچ ! خدا خواست و  زنده ماندم و بابت آنچه گذشت و ما از این ماجراها عبور کردیم، خدا را شکر می کنم؛ ولی الان که به پشت سر نگاه می کنم، می بینم ای کاش کار بزرگ از اول خبر می کرد بزرگ است، اگر خبر می کرد اصلا سراغش نمی رفتم! آنچه باعث شد من دنبال کارهای بزرگ بروم این بود که احساس می کردم برای ارضای خودم و روح خودم پول کافی نیست و اصلا جایی در معامله ندارد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تماس با ما

آدرس دفتر مرکزی: تهران، فاز 3 شهر اندیشه، خ ولیعصر (عج)، بازار بوستان، طبقه دوم، واحد 49

شماره تماس: 02124521651

شماره پیامک: 10002165552165

کد پستی: 3168789716