خودسازی شرط لازم تغییر دنیاست

نوشته شده توسط حجت حاتمی. منتشر شده در کوتاه و خواندنی

مقاله خودسازی شرط لازم تغییر دنیاست. | شرکت پیشرو آساک

خودسازی شرط لازم تغییر دنیاست

جهان امروز مکان پیچیده ای است. تجربه ای که در 20 سال گذشته برای بشر دربرداشته است بیشتر از تجربیات 2000 سال قبل تر از آن است. حد و مرزهایی که زمانی بشر را از لحاظ جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و احساسی محدود می کرد امروز دیگر وجود ندارند. قوانین مدام در حال تغییر هستند اما مردم بدون حد و مرز، ساختار و قوانین نمی توانند زندگی کنند. بنابراین حد و مرزها، ساختار و قوانین جدیدی پدیدار گشته است.

متاسفانه در جهانی که تغییرات به سرعت روی می دهد، مجالی باقی نمی ماند تا قوانین به خوبی در جامعه جا بیفتند. بنابراین به محض اینکه ظاهر می شوند در گرداب تغییرات محو می گردند و قوانین جدیدتر از پس آن می آیند و می روند.

نتیجه این همه تغییرات، هرج و مرج و بی نظمی است. هر تغییر جدیدی دنیای آشفته تری نسبت به تغییر قبلی با خود به همراه می آورد. علاوه بر آن شیوه های متداول اجرای کار که قبلا از آنها استفاده می شد رفته رفته کنار گذاشته می شوند و با ورود شیوه های جدید بر پیچیدگی مسائل افزوده شده و آشفتگی بیشتر حکم فرما می شود.

مثبت اندیشی

نوشته شده توسط مدیریت سایت. منتشر شده در کوتاه و خواندنی

داستان کوتاه و شنیدنی مثبت اندیشی | شرکت پیشرو آساک


داستانی کوتاه و خواندنی مثبت اندیشی

پیرمرد نابینایی، چون همسرش فوت کرده بود، چاره ای نداشت جز این که به خانه ی سالمندان برود. مدتی طولانی در سرسرای خانه ی سالمندان منتظر ایستاد تا سرانجام به او گفتند که اتاقش حاضر است. شخصی که او را در راهرو همراهی می کرد، برای او در مورد موقعیت اتاقش حرف زد.

پیرمرد گفت: «عالی است، چقدر این اتاق را دوست دارم.»
همراهش به او گفت: «اما شما هنوز اتاق را ندیده اید.»
پیرمرد جواب داد: «مهم نیست، خوشبختی چیزی است که پیشیپیش درباره اش تصمیم می گیریم. این که چقدر اتاقم را دوست دارم، ارتباطی به این ندارد که وسایلش چگونه چیده شده است. مهم این است که من ذهن خود را چگونه می چینم!»

جک کنفیلد می گوید:جک کنفیلد در 19 آگوست سال 1944 میلادی در تگزاس آمریکا و در خانواده‌ای مسیحی متولد شد. او یک سخنران انگیزه‌دهنده و از نویسندگان برجسته آمریکایی است و بیشتر شهرتش را مدیون مجموعه کتاب‌های «سوپ مرغ برای روح» است که تاکنون 200 عنوان آن در تیراژ 112میلیون نسخه به بیش از 40 زبان دنیا ترجمه شده‌اند. «شما می توانید نگرش خود را دگرگون کنید و در نتیجه، زندگی خود را دگرگون سازید.»

حقیقتی که پیش روی ما قرار می گیرد، به اندازه ی نگرش ما نسبت به آن اهمیت ندارد؛ چون نگرش ماست که کامیابی یا شکست ما را رقم می زند.

نورمن وینسنت پیلنورمن وینسنت پیل در باورزویل اوهایو در سال ۱۸۹۸ به دنیا آمد. او پس از اتمام دوران کالج و پس از کار در یک روزنامه به خواندن الهیات پرداخت. دیری نگذشت که به یک واعظ با اسم و رسم تبدیل شد. در حالی که در دانشگاه متودیست در سیراکیوز نیویورک درس می خواند، با روت استافورد آشنا شد و کمی بعد با هم ازدواج کردند و تا آخر عمر در کنار هم ماندند. پیل یک سخنران خوب بود و حتی در دوران ۹۰ سالگی سالی ۱۰۰ سخنرانی می کرد. او در شب کریسمس سال ۱۹۹۳ در سن ۹۵ سالگی دار فانی را وداع گفت.

سعادت، کجاست؟

نوشته شده توسط مدیریت سایت. منتشر شده در کوتاه و خواندنی

داستان کوتاه و شنیدنی «سعادت، کجاست؟» | شرکت پیشرو آساک


داستانی کوتاه و خواندنی «سعادت، کجاست؟»

سمیناری دعوت شدم که در هنگام ورود، به هر یک از مدعوین بادکنکی می دادند!
سخنران بعد خوشامدگویی از حاضرین که 50 نفری بودند تقاضا کرد با ماژیک اسم خود را روی بادکنک بنویسند و آن را در اتاقی که سمت راست سالن بود، بگذارند و خود در سمت دیگر سالن جمع شوند!
سپس از آنها خواست ظزف 5 دقیقه به اتاق بادکنک ها بروند و هر یک بادکنکی که نامش روی آن بود را بیابد. من همراه سایرین دیوانه وار به جستجو پرداختیم، یکدیگر راهل می دادیم و زمین می خوردیم! هرج و مرجی راه افتاد بود تماشایی ...
مهلت 5 دقیقه با 5 دقیقه اضافه به پایان رسید اما خیلی ها نتوانستند بادکنک خود را بیابند.
این بار سخنران، همگان را به آرامش دعوت کرد و پیشنهاد داد، هر کس بادکنکی را اتفاقی بردارد و آنرا به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده! و بدین ترتیب کمتر از 5 دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.
سخنران ادامه داد و گفت: «این اتفاقی است که هر روز در زندگی ما می افتد. دیوانه وار در جستجوی سعادت خویش به این سو و آن سو چنگ می اندازیم و نمی دانیم «سعادت ما در سعادت و مسرت دیگران است.» به یکدست سعادت آنها را بدهید و سعادت خود را از دست دیگری بگیرید.»

و آیا هدف از وجود انسان، چیزی جز این بوده است؟

ببخشید، شما خدا هستید؟

نوشته شده توسط مدیریت سایت. منتشر شده در کوتاه و خواندنی

داستان کوتاه و شنیدنی ببخشید، شما خدا هستید؟ | شرکت پیشرو آساک

داستان کوتاه و خواندنی «ببخشید، شما خدا هستید؟»

شب کریسمس بود و هوا سرو و برفی.
پسرک، در حالی که پاهای برهنه اش را روی برف جابجا می کرد تا شاید سرمای برف های کف پیاده رو، کم تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می کرد. در نگاهش چیزی موج می زد، انگار که با نگاهش، نداشته هایش را از خدا طلب می کرد، انگاری با چشم هایش آرزو می کرد.

خانمی قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد وارد فروشگاه شد. چند دقیقه بعد، در حالی که یک جفت کفش در دستانش بود، بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!

پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. وقتی آن خانم، کفش ها را به او داد، چشمانش برقی زد و با صدایی لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می دانستم که با خدا نسبتی دارید!

الاغ باهوش

نوشته شده توسط مدیریت سایت. منتشر شده در کوتاه و خواندنی

داستان کوتاه و شنیدنی الاغ باهوش | شرکت پیشرو آساک


داستانی کوتاه و خواندنی الاغ باهوش

روزی الاغ یک مزرعه دار داخل چاهی افتاد و شروع کرد به سر و صدا کردن، صاحب الاغ که نمی دانست چگونه الاغ را از چاه بیرون بکشد، بعد از مدتی فکر کردن با خود گفت: «چاه که آب ندارد و در نهایت باید پر شود، الاغ هم که پیر است. بنابراین بیرون آوردن الاغ هیچ سودی ندارد.»
صاحب الاغ که تصمیم خود را گرفته بود، از جا بلند شد و به سراغ همسایگانش رفت و از آنها خواست تا در پر کردن چاه به او کمک کنند تا الاغ بیچاره بیش از آن عذاب نکشد. هر کدام از اهالی نیز با بیلی در دست، شروع به ریختن خاک به درون چاه کردند. با ریخته شدن خاک به درون چاه، الاغ شروع به بی قراری کرد و خود را به دیواره های چاه می زد و با صدای بلندی عر و عر می کرد.

اما بعد از مدتی دیگر صدایی از الاغ نیامد!! چه اتفاقی افتاده بود؟ آیا الاغ بیچاره واقعا زنده به گور شده بود؟ یا قضیه چیز دیگری بود ...؟!

صاحب الاغ وقتی دیگر صدای الاغش را نشنید به درون چاه نگاه کرد و در کمال تعجب دید هر بار که خاک به چاه ریخته می شود، الاغ خاک را از پشت خود می تکاند و روی آن می ایستد. با این کار الاغ توانست با تکاندن خاک از روی خود و ایستادن روی لایه های جدید خاک به دهانه ی چاه برسد و موجب شگفتی صاحب خود و همسایگان شود.

همه ما از چاه مشکلات نه با دست روی دست گذاشتن و تماشای زنده به گور شدن خود، بلکه با تسلیم نشدن در برابر آنها رهایی می یابیم و به زندگانی پرنشاط و موفقی دست پیدا می کنیم ...

تماس با ما

آدرس دفتر مرکزی: تهران، فاز 3 شهر اندیشه، خ ولیعصر (عج)، بازار بوستان، طبقه دوم، واحد 49

شماره تماس: 02124521651

شماره پیامک: 10002165552165

کد پستی: 3168789716